| چایی نت |
|
9/15/2004
●
......................................................
..................................سلام
- روزها گذشتند و تمام شد و حالا دوره های جدید شروع می شن .نمی دونم با وجود اینکه همه خسته بودن و ثانیه ها رو میشمردن تا کار تموم بشه و برن پیش زندگیشون ولی من همش فکر می کردم اگه یه خواب اجباری بکنیم و بعد بلند بشیم دلمون می گیره .حالا من دلم گرفته ..مگه شوخیه تو با یه جمعی زندگی کنی و هیچ اتفاقی نیافته کمال میگفت : - دو روز که بگذره همه یادت می رن ! نه یادم نمی ره کمال ..قول میدم .اون هم این کار که به قول شهرام همش خاطره است آره خاطره بود ..یه لحظه ی خوب امروز اینجا می خوام بگم که دل من واسه هر روز اونجا تنگ می شه ...... واسه مه های اول صبحش /واسه لالایی زنهای روستایی/ واسه وانت سواری از روستا تا کنار دریا /واسه آقا مصطفی / واسه شب بالای حسینیه /واسه مانی که صبحها در اتاق رو می کوبید و میگفت :پاشو ببینم / واسه صدای گیتار سیامک که شبها تو ده جاری بود /واسه چشمه ای که من ندیدم / واسه جنگل / واسه مهمونهایی که اومدن و رفتن / واسه شب آخر و دراز کشیدن زیر راه شیری و صدای جیر جیرک / حالا هر چی که بود تموم شده ...دیگه بسه
*آه سهم من این است سهم من گردش حزن آلودی در باغ خاطره هاست* خداحافظ chaynet -- 8:37 PM
Comments:
Post a Comment
|
استفاده از مطالب و عکسها با ذکر ماخذ بلامانع است
نويسنده فيلمنامه و كارگردان:
برنامه ريز:
مدير فيلمبرداري:
صدابردار:
طراح صحنه و لباس:
عكاس و تصوير بردار پشت صحنه:
تدوين:
جانشين توليد:
مدير تداركات:
گروه تداركات:
آشپز:
بازيگران:
بازيگران خردسال:
تهيه كننده:
سایت و عکسها:
|